الهی نامچه

اصلا ما که باشیم که تشریح کنیم؟ چه باشیم که شرح شویم؟

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۴, چهارشنبه

#3

الهی ! پاره‌گان دیروزیم . محتاج به جوال دوزیم
ارسال شده توسط خواجه آبدوالله در ۱۹:۳۱
با ایمیل ارسال کنیداین را در وبلاگ بنویسید!‏هم‌رسانی در Xهم‌رسانی در «فیس‌بوک»‏هم‌رسانی در Pinterest
پیام جدیدتر پیام قدیمی تر صفحهٔ اصلی

اشتراک در

پست‌ها
Atom
پست‌ها
نظرات
Atom
نظرات

بايگانی وبلاگ

  • ▼  2011 (27)
    • ◄  اکتبر (2)
    • ◄  سپتامبر (3)
    • ◄  اوت (1)
    • ◄  ژوئیهٔ (2)
    • ◄  ژوئن (6)
    • ▼  مهٔ (13)
      • #10
      • یادآوری
      • #9
      • بازگشت موعظه به سوی اوست
      • #8
      • #7
      • #6
      • #5
      • #4
      • #3
      • #2
      • #1
      • مطلع

درباره من

عکس من
خواجه آبدوالله
حقیر در خانواده ای مذهبی ، ولایت مدار، هنرمند ، عالم و الخ چشم به جهان گشودم . اگرچه باری تعالی سخن گفتن در لحظه میلاد را از من دریغ داشتند تا هرچه زور هم که بزنم خرواری امتیاز از ولی امرم کمتر داشته باشم ، لکن پس از مدتی کوتاه زبانم باز شد و بی واسطه شروع به حمد و ستایش پروردگار نمودم،گونه ای که اطرافیان از مشاهده‌ی آن واقعه به دهان فراخی دچار شدند و به ریزش کرک گرفتار.چیزی نگذشته بود که به پیشنهاد ابوی آغاز به تحصیل علوم مختلفی چون فقه و کلام و فلسفه و فیزیک و کامبی یوتر و الکترونیک نمودم. در نوجوانی با مرشدی آشنا شدم بس فقید که مطربی میکرد با وایولین ، از بهر ارتزاق ، نامش حسین بن جعفر.ایشان در محضر خود مرا با دو نکته آشنا نمود ؛ قافیه در گفتار و ذکر مدام پروردگار ؛ حمد و سجع . مرشد را گفتم یا شیخ! اندرزی گو که از یاد اله غافل نگردم و مدام متذکر شوم . مرشد تبسمی کرد و فرمود نظاره کن به خلق خدا و حاکمان خلق خدا . در هر عملی ذکری خواهی یافت و در هر عکس العملی ذکری مزید
مشاهده نمایه کامل من
زمینه پنجره عکس. تصاویر زمینه ایجادشده توسط duncan1890. با پشتیبانی Blogger.