الهی ! از دنیایت "میدل ایست" نصیب ما شد و از خلقت "میدل فینگر" .
۱۳۹۰ آبان ۶, جمعه
۱۳۹۰ مهر ۱۱, دوشنبه
۱۳۹۰ مهر ۴, دوشنبه
۱۳۹۰ شهریور ۲۱, دوشنبه
۱۳۹۰ شهریور ۱۳, یکشنبه
۱۳۹۰ مرداد ۱۸, سهشنبه
۱۳۹۰ تیر ۲۹, چهارشنبه
۱۳۹۰ تیر ۱۲, یکشنبه
#16 تا گــور
الهی ! اینها که هیچ ندارند مگر سلاح ، به گلوله می بندند مایی که همه چیز داریم مگر سلاح.
* الهام از رابیندرانات تاگور
۱۳۹۰ تیر ۸, چهارشنبه
۱۳۹۰ خرداد ۳۱, سهشنبه
#14
الهی ! خلقِ آرزو به دل یکان یکان کفن گردند و تو همچنان وعدهشان دهی به ساعات و روزهای دگر . به گمان ساعتت در خواب است و خود از این فاجعه نداری خبر .
۱۳۹۰ خرداد ۲۵, چهارشنبه
۱۳۹۰ خرداد ۲۲, یکشنبه
۱۳۹۰ خرداد ۱۸, چهارشنبه
۱۳۹۰ خرداد ۱۶, دوشنبه
نجوای نامنظوم
الهی ! به این کمدی های کلاسیک منگر . چون نگریستی خنده مکن . و اگر خندیدی بر آرتیستهایش که ماییم درود فرست . که آنچه می بینی شرح زندگانی ماست .
۱۳۹۰ خرداد ۱۰, سهشنبه
#10
الهی ! چون غضب کنی زمینی به ترس و لرزه درآید و خلقی هلاک گردند .
ایضاً چون شعف کنی ، زمینی به رقص و لرزه درآید و خلقی وفات نمایند.
ایضاً چون شعف کنی ، زمینی به رقص و لرزه درآید و خلقی وفات نمایند.
۱۳۹۰ خرداد ۵, پنجشنبه
۱۳۹۰ خرداد ۱, یکشنبه
#9
الهی ! چگونه است که به گاه ستاندن ، نقدا ً به حساب رسی و چون وقت عطایت شود ، جز نسیه و وعدهی بعید هیچ نشناسی؟
۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۷, سهشنبه
بازگشت موعظه به سوی اوست
الهی ! آنچه برای خود میپسندی برای ما هم یپسند و آنچه برای خود نمیپسندی برای ما نیز روا مدار.
۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۵, یکشنبه
#8
الهی! سیخ و کمربندمان مزن و سیگار بر تن ما خاموش مکن از بهر زورآزمایی و جلوه دادن توانایی . که با رقم 123 آشنایی ؛ اورژانس اجتماعی.
۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۱, چهارشنبه
#7
الهی ! کلنگی زده شد ، بنایی فرو ریخت . آبی ریخته شد ، شهری آواره گشت. آوارهای آه کشید ، حاکمی به دستپاچگی افتاد.
۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۸, یکشنبه
#6
الهی! بهارت مایهی حیات نباتات و گردهها ضامن بقای نسلشان است، مرحمتی نما که عطسه برقرار و بینی ما آبفشان است.
الهی ! جمعی به معاشقه مشغول و از این رابطه غباری برجاست . دیگران را از این معامله دستبهدماغی رواست؟
۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۶, جمعه
#5
الهی ! رئیس الوزرا خشم کرده از سر ناز . رئیس الرؤسا مانده و غمِ ریزش پشمهای دراز
الهی ! خونها ریخته و خوانها برکنده و محبسها آکنده . شبگیر نزدیک است و ظالمان سرافکنده
۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۵, پنجشنبه
#4
الهی! بخت ما همرنگ سفرهی ماست . سیاه است و این نه از سلیقهی مادر ، که از بصیرت حاکم ماست. نفت مالیده به نان و نان به فراوان در سفره ، از این بهتر کِراست؟
۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۴, چهارشنبه
مطلع
الهی ! کتابت این بلاگ مرا چه سود ؟ که از توست بود و نبود .
به طریقی منهدم نموده ام هر آنچه را که در اوراق نگاشته ام ، که همه کمتر از مقام تو پنداشته ام
به طریقی منهدم نموده ام هر آنچه را که در اوراق نگاشته ام ، که همه کمتر از مقام تو پنداشته ام
اشتراک در:
پستها (Atom)